قايناق-باش وورو سايتلار

قاراباغ در آیینه تصویر
خوجالی
قاراباغ سوی قیریمی
شهوت خون داشناکهاي ارمني
armenianreality
ermenisorunu.gen.tr
Sarı Gelin
Armenian Issue
tall armenian tale
Ermeni sorunu
The Armenian Issue Revisited
human.az
Güneşin Doğduğu Şehir Igdir
azerigenocide.org
khojaly.net
Khojaly.org.az
karabakh.org
http://www.karabakh-terror.com
Ermeni Araştırmaları Enstitütü
Armenian Allegations: Myth and Reality
devletarsivleri.gov.tr
ERMENİLER TARAFINDAN YAPILAN KATLİAM BELGELERİ (1914-1921)
OSMANLI BELGELERİNDE ERMENİLER (1915-1920)
FRANSA-ERMENİ İLİŞKİLERİ
BELGELERLE ERMENİ SORUNU
SOVYET ARŞİVİNDE ERMENİ SORUNU
TÜRKLERE UYGULANAN SOYKIRIMA AİT CETVEL
BELGELERİN ÖZET VE TRANSKRİPSİYONU
ERMENİ İDDİALARI
kafkas.edu
SUMMARY OF THE DOCUMENTS
massacres in Anatolia and Azerbaijan
Iravan- Azerbaijan
ataa.org
Khojaly Massacre Commemoration Site
UNUDULMAYAN GƏRÇƏKLƏR



گؤرونتولر


sarı gəlin

Güney Azerbaycanda Ermeni Daşnak ve Asoru Cilovların Türk xalqına qarşı yapdıqları soyqırım ve toplu qırğınlardan alınan dersler. گونئى آذربايجاندا ائرمنى داشناك و آسورو جيلوولارين تورك خالقينا قارشى ياپديقلارى سوى قيريم و توپلو قيرغينلاردان آلينان درسلر . Massacre and genocide of South Azerbaijanian Turks by Dashnatsutyun (Dashnak) Armenians and Jilu Assyrians. Massacre et genocide des Turcs Azerbaijanian du sud par des Arméniens de Dashnatsutyun (Dashnak) et des Assyriens de Jilu

Friday, April 11, 2008



حجت الاسلام حسني، امام جمعه اورمیه: سفیر وقت ایران در باکو مانع از کمک من در جنگ قره باغ شد


میللی شورا- 22 فروردین ماه: بیزیم سولدوز: غلامرضا حسنی امام جمعه ارومیه شب گذشته در مراسمی که به دعوت ستاد انتخاباتی علی زنجانی نامزد تورک راه یافته به دور دوم انتخابات در سولدوز برگزار شد ضمن یاد اوری جنایات کوردهای مهاجم در بهار ۱۳۵۸ در این منطقه از مردم خواست با حفظ اتحاد به این نامزد در برابر کاندیدای کورد رای دهند.

حسنی با بیان خاطراتی از دیدار خود با حیدر علی اف در زمان جنگ قره باغ گفت:در زمان جنگ قره باغ به دیدار حیدر علی اف رفته و پیشنهاد نمودم ۳۰ هزار تن گندم و کلیه وسایل مورد نیاز بیست هزار سرباز را تامین کنم اما سفیر (وقت) ایران با گزارشات غلطی که به تهران ارسال نمود پس از بازگشت به دفتر رهبری احضار شدم و اگر فیلم دیدار ها نبود چه میشد…به هر حال نگذاشتند. در این برنامه که درساعت ۲۳ شب گذشته در تالار سالار سولدوز برگزار شد یکی از همراهان حسنی بنام حجت الاسلام مولودی نیز به سخنرانی پرداخته و شعر تورکون دیلی تک سئوگیلی… را قرائت نمود.

Thursday, March 20, 2008

تصرف سلماس در نوروز 1297 شمسي توسط جيلوها و قتل عام مردم

تصرف سلماس در نوروز 1297 شمسي توسط جيلوها و قتل عام مردمcılolular Salmas'da
اواخر فروردين 1297 ديلمان مركز ولايت سلماس به محاصره جيلوها درآمد و اردوي پطروس نيز از اورميه واردسلماس شد. نيروهاي جيلوها زياد گشته و جنگ شديدي رخ داد كه بيش از دو روز طول كشيد. بالاخره اردوي اسعد همايون شكست خورده و يك عراده توپ بزرگ به تصرف جيلوها درآمد . جيلوها از هرطرف راه امداد را بسته روبه سوي شهر نهادند. با توپ بزرگ كه تصرف كرده بودند به شهر شليك مي كردند و در هر دفعه عمارتي را خراب مي نمود و مدرسـه سعـيـديـه سلمـاس نيز در اين تهاجمــات نابــود شد. 12 رجـب ( 3 ارديبهشت ) ساعت به ساعت سپاه جيلو جرأت و جسارت بيشتري پيدا كرده و اهالي شهر را خوف و ترس بيشتر شده اهالي تصميم به گريختي از شهر گرفتند وي چون اطراف شهر مملو از سپاه جيلو ها بود راه گريز نيافته و منتظر تاريكي شب بودند ناچار در بروج مشغول دفاع بوده در محافظت شهر مي كوشيدند. طرف عصر كار محاربه به كلي سخت شده اهالي شهر در پشت دروازه صدقيان جمع شده منتظر تاريكي شب بودند. چندين هزار اطفال و زنان در نزديكي اين دروازه جمع و نالان و گريان بودند و پي در پي گلوله هاي توپ به شهر مي باريد. به قدر صدنفر از زنان در آن اجتماع اولاد خود را گم كردند. هركس واويلا گريان، مدهوش و حيران راه و فرار و نجات خود را مي جست و نيم ساعت ار غروب گذشته بود كه جيلوها با قهر و غلبه از دروازه اهرنجان داخل شهر شده اهالي را مقتول و خانه ها را مي سوزانيدند. قشون مدافع ديلمقان هم كه جنگ كنان از دروازه پيه جوك عقب مي نشستند بعضي هم از بروج خود را به زير انداخته مي گريختند. سپاه جيلوها از هر طرف فراريان را تير باران مي كردند . اطراف شهر از جنازه ها مملو بود. خندق ها از نعش پر گرديد. بسياري از زنان كودكان شير خواره خود را به جوي انداخته و مي گريختند. اختصاراً در آن شب تاريك از شهر ديلمقان و از صحرا و بيابان فرياد طفلان و زنان به نه گنبد آسمان مي رسيد. بعد از فرار فراريان دو سوم اهالي و پيرمردان در شهر ماندند و درهاي خانه هاي خود را بسته و منتظر مرگ نشستند. جيلوها هم يك شبانه روز به كشتار اهالي شهر مشغول بودند و در هر خانه بسته را شكسته صدنفر را در يكجا به خاك هلاك مي انداختند. اولاد را پيش چشم مادر و برادر را روبروي برادر مي كشتـند بعـضيـها را هــم پــس از كشتن اعـضايـش را مي بريدند و بعضي را هم در آتش مي سوزانيدند. در خانه اي يك جيلو يك زن را كه مشغول آب كشيدن از چاه بود را همراه با كودك شير خوارش به چاه انداخت. در روستاهاي سلماس و اورميه جيلو ها و ارمني ها ديوارها را سوراخ كرده و سر مردان و زنان آذربايجاني را از آن گذرانده و با طناب به گاو نر مي بستند و با يك حركت سرشان را جدا مي كردند. هنوز هم استخوانهايي از شهداي اين واقعه در روستاهاي سلماس ديده مي شود. جمع كثيري از اهالي سلماس به خيال اينكه حرمت مسجد را جيلوها حفظ مي كنند به مسجد پناه برده ، جيلوها به محض تصرف ديلمقان تمام پناهندگان مسجد را به دم مسلسل داده مسجد را مانند رود سيحون با خونشان به موج آوردند. این مسجد از آن پس قانلی مسجد نام گرفت. روز سوم (15 ارديبهشت) چهل هزار اسير مسلمان را از هر جا جمع نموده از ميان بازار گذرانيده به قريه هفتوان و قلعه سر برده و عريان در آنجا جاي دادند و بعد از يك هفته آنان را به بلاد غربت روانه كردند كه اكثر آنها از گرسنگي در راهها مرده و كساني كه به خوي و گونئي و تبريز مي رسيدند از شدت درد و رنج و گرسنگي هلاك مي شدند. راههاي خوي و تبريز به سلماس در هر فرسخ صدتن مرده افتاده بود سيميتقو نيز با اكراد در سر راه خوي هر كه را كه مي يافتند برهنه گردانيده و بعضاً مي كشتند. به خاطراتي از قتل عام اهالي سلماس توجه نماييد حاج غلامحسين يزداني مي نويسد:« يك شب عده اي سرباز البته غيررسمي وارد ديلمقان شدند كه حدود صدوپنجاه نفر بودند و حتي جيلوها اين مسأله را شنيدند از اين قضيه ناراحت شدند. دور تا دور شهر ديلمقان ديواري بود كه بدن ناميده مي شد بسيار محكم بود به بلندي 3 متر و به عرض 3 متر كه علاوه برآن در بالاي بندرها ديواركشي به ارتفاع يك متر بود كه براي دفاع و تيراندازي مناسب بود. روزها سربازها شروع به شليك دادن در بالاي ديوار شدند و اهالي هم داخل بندر ها كشيك مي دادند و گاهي صداي شليك به گوش مي رسيد. بندرها داراي دروازه هاي بزرگي بودند كه در چهارراه خروجي شهر كار گذاشته شده بودند. دروازه كهنه شهر ، اهرنجان، خوي، صدقيان ، هفتوان. جيلوها يك روز از اول صبح حمله را آغاز كردند . با شدت تمام جنگ شروع شد. نزديكيهاي غروب مدافعين بعضي دروازه ها شكست خوردند و علت شكست هم نبودن فرماندهي و رسمي نبودن قشون و فرسوده بودن اسلحه ها بود. بالاخره نتوانستند باآن حصارهاي محكم ديلمقان جلوي هجوم جيلوها را بگيرند و من افسوس مي خورم كه با وجود آن دروازه هاي محكم اگر صدنفر سرباز رسمي با يك فرماندهي لايـق بود هيچــوقت فجــايع بوجـود نمي آمد. نزديك غروب همان روز كه مردم نــالان و هراسـان، به اين طــرف و آن طــرف مي دويدند . پدربزرگ ما دست من ومحمد حسين را گرفته بطرف دروازه صدقيان رفتيم كه شايد از دروازه صدقيان فرار كنيم وقتي به دويست قدمي آنجا رسيديم چنان انبوهي مردم به همديگر فشارمي آوردند و در جلوي دروازه ها جمع شده بودند چون دروازه ها را بسته بودند و نمي گذاشتند مردم بيرون بروند بالاخره امكان بيرون رفتن نشد. پس از سه ساعت ايستادن در آنجا از فرار مأيوس شديم. چند نفر اشخاص معتبر كه حدوداً سي نفر بودنددر يكخانه دوطبقه دراطاق بزرگي جمع شده بودند و همه دعا و نماز مي خواندند. نزديكيهاي صبح تمام دروازه ها را جيلوها باز كردند. افراد جيلو وارد شده لوله تفنگ را بروي مردم مي گرفتند و مي گفتند پول،پول. و پس از لخت كردن آنها را مي كشتند. بيچاره كربلا حسن آقا به يكي از جيلوها گفت من اينجا پول ندارم شما مرا با اين بچه ها ببريد پيش مادر اينها و آنجا پول هست من به شما بدهم و آن قبول كرد و ما رابرد در راه چند نفر خواستند پدر بزرگ را بكشند كه آن جيلو نگذاشت. در كوچه ها جنازه ها روي هم انباشته شده بود در بعضي از جاها به ناچار از روي اجساد مي گذشتيم بالاخره با دشواري ما را به نزد مادر و مادربزرگم رسانيد. در همانجا پنجاه تومان پول كه در جيب من گذاشته بود درآورد . باو داد و چند دمي دور شده بود كه دوباره برگشت و پدرربزرگم را شهيد كرد. دسته دسته جيلوها وارد اطاقها مي شدند و گاهي بروي مردم شليك مي كردند چنانچه برادرم محمد حسين به پهلويش تير خورد كسي جرأت نفس كشيدن را نداشت. كشت و كشتار تا عصر آنروز ادامه داشت بعد شروع كردند به جمع آوري اسراء زن و بچه ها و بعضي پيرمردهاي فقير را دسته دسته به سوي هفتوان بردند. از آنجا دسته ما را به سوره بردند. در سوره زنان و دختران جوان صورتشان را با زغال سياه مي كردند تا از تجاوز جيلوها در امان باشند. بعداً ما را ازروستای سوره حركت دادند و اسيران را به قلعه سر بردند. از ميان ديلمقان مي گذشتيم دكاكين را آتش زده بودند و شهر درهم و برهم و كسي پيدا نبود و كاملاً مخروبه بود. خلاصه از آنجا به قلعه سر رسيديم. يك ساعت در اطاق استراحت كرديم. پس از يك ساعت تمام اسيران را حركت دادند. تمامي اسيران را در يالقيزآغاج استراحت دادند. تا آنجا چهار نفر از جيلوها سوار بر اسب در اطراف اسرار بودند . همانكه در يالقيز آغاج استراحت دادند خودشان برگشتند و اسرا را آزاد تا شب در آنجا ماندند. روز بعد بطرف خوي روانه شدند . بهار بود. همانكه از يالقيزآغاج كمي رد شده بوديم به كنار رود زولا رسيديم كه آبش طغيان كرده بود و گذشتن از آنجا خيلي مشكل بود يك عدد چوب بلند در عرض رودخانه در قسمت كم عرض رودخانه انداخته بودند كه گذاشتن از روي آن هم مشكل بود ولي بعضي ها كه قدرت داشتند از روي آن مي گذشتند عاكم كهنه شهري بنام مجيدآقا سيف الشريعه خواست از روي پل عبور كند توي رودخانه افتاد و آب برد. ولي كربلا بخشعلي و فيض اله ما را از آنجا عبور دادند و به آنطرف رودخانه رساندند . بقيه زنان به قسمت كم آب رودخانه رفتند و دست به دست هم دادند تا از آنجا عبور كردند. بعد از راهپيمايي زياد خسته و كوفته به سيد تاجين رسيديم نزديك غروب بود در يك خانه تاريك استراحت كرديم ولي نان پيدا نمي شد. مادرم در بغلش چند سكه اشرفي پنهان كرده بود كه يك عدد به فيض اله داد و او رفت و چهار نان آورد هركس يك تكه خورديم و در جاي خود خوابيديم و صبح آنروز به سوي خوي روانه شديم».

Saturday, February 23, 2008


Wednesday, February 20, 2008



- 26 فوریه سال 1992م./7 اسفند1370ش.، فاجعه نسل کشی خوجالی در آذربایجان شمالی

در سال 1992م. در شبی که روز بیست و پنجم فوریه را به روز 26 فوریه منتهی میکرد، اشغالگران ارمنی تحت حمایت ارتش روسیه، اقدام به قتل عام جمع کثیری از اهالی بی دفاع شهر خوجالی اعم از کودک و زن و پیر و جوان کردند. در پی این فاجعه 613 نفر من جمله 63 کودک، 106 زن و 70 نفر سالخورده بطرز فجیعی به قتل رسیده و بصورت تکان دهنده ای مثله شدند. اما جنایتهای ارامنه متجاوز قره باغ که تحت حمایت مستقیم دولت ایروان صورت میگرفت مختص خوجالی نیست.

بعنوان مثال در سال 1988، وقوع زلزله در شهر اسپیتاک ارمنستان، پرده از یکی از مخوفترین و دردناکترین جنایتهای تاریخ برداشت. براساس اخباری که در نشریات وقت جمهوری چکسلاواکی منتشر شد گفته می شود که گروه امداد و نجات این کشور در اسپیتاک، با یکی از سوزناکترین و وحشتناکترین فجایع تاریخ معاصر روبرو شده است. مطابق اطلاعات این روزنامه ها، سگهای امدادگر که در میان ویرانه های شهر اسپیتاک به دنبال مدفونین احتمالی در زیر آوار می گشتند متوجه لوله بسیار قطور، مطول و دو سوی مسدودی در یکی از مناطق شهر می شوند. امدادگران پس از گشودن این لوله با منظره بسیار فجیعی روبرو می شوند. جنازه دهها کودک در حال متلاشی شدن در درون این لوله کشف میشود. آنها بزودی با خبر می شوند که این کودکان، فرزندان برخی از خانواده های اقلیت آذربایجانی مقیم اسپیتاک هستند که مدتها پیش پلیس از مفقود شدن آنها خبر داده است. بررسی جنایت مذکور منجر به افشاء شدن نقش تروریستهای ارمنی در ارتکاب این جنایت وحشتناک می گردد.

از سال 1988 تا سال 1994 ارامنه با پیشروی در اراضی ملی آذربایجان شمالی و اشغال شهرها و شهرکهای قره باغی و غیر قره باغی، دهها هزار انسان آذربایجانی را تنها به دلیل آذربایجانی، تورک و مسلمان بودن قتل عام کردند.

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی ضمن ابراز احترام به پیشگاه شهدای ملت آذربایجان و ابراز تنفر از جنایتهای ضد بشری اشغالگران ارمنی، اعلام می دارد ملت آذربایجان جنوبی آماده هر گونه جانفشانی در جهت آزاد سازی اراضی اشغالی آذربایجان شمالی و بازگشت یک میلیون آواره جنگی به خانه خود می باشد.

همچنین شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی از همه ملتها و دولتهای جهان در خواست می کند تا ضمن شناسایی فاجعه 26 فوریه سال 1992 در خوجالی بعنوان نسل کشی، ملت آذربایجان را به موجب مصوبات سازمان ملل متحد، شورای امنیت و همکاری اروپا و نیز سازمان کنفرانس اسلامی، در آزاد سازی اراضی اشغالی یاری رساند و رژیم اشغالگر ارمنستان و نیز دولتهای مدافع این رژیم بخصوص ایران را در راستای تغییر سیاستهایشان، تحت فشار جدی قرار دهد.



- 22 فوریه سال 1918م./3 اسفند سال 1296ش.، فاجعه نسل کشی در شهرهای غرب آذربایجان جنوبی موسوم به "جیلولوق"

اسفند ماه هر سال یادآور یکی دیگر از دردناکترین مقاطع تاریخی ملت اذربایجان است.

نود سال پیش، از روز 22 فوریه سال 1918 به مدت سه روز، جیلوهای مسیحی گریخته از قلمروی امپراطوری عثمانی با همدستی ارامنه و مساعدت برخی از سربازان روس و فرانسوی مستقر در غرب آذربایجان، یکی از خونین ترین فجایع ابتدای قرن بیستم را در یکی از سردترین زمستانهای آذربایجان رقم زدند.

در این قتل عام سه روزه که با هدف ایجاد یک حکومت نصرانی در غرب آذربایجان جنوبی صورت می گرفت به موجب اسناد متقن موجود، قریب به ده هزار تن از سکنه بی دفاع آذربایجانی تنها به خاطر تورک و مسلمان بودن در معرض سلسله ای از کشتارهای عمیقا هولناک قرار گرفتند. در این نسل کشی هزاران زن و کودک مورد تجاوز و تقتیل قرار گرفتند و خانه ها وبازارهای مردم غارت و سوزانده شد. این نسل کشی تا ماهها ادامه یافت و به دنبال قتل بیش از صد هزار انسان، سرانجام به دنبال ورود ارتش نجات بخش عثمانی در تابستان سال بعد به اتمام رسید.

هنوز جراحتهای ملت آذربایجان از این نسل کشی التیام نیافته بود که با نسل کشی دهشتناکتر دیگری از جانب اکراد مسلح به سرکردگی یاغی معروف، اسماعیل آقا سیمیتقو روبرو شد. براساس اسناد موجود، میزان قساوت و شقاوت این یاغیان و تبهکاران به حدی بود که ملت آذربایجان، جنایتهای هولناک ارامنه و آسوریان را برای کوتاه مدتی فراموش کرد!

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی ضمن تعظیم در برابر مقام صدها هزار شهید این دو فاجعه دلخراش بشری، ملت آذربایجان را دعوت به هشیاری در برابر تکرار محتمل این گونه حوادث بخصوص در منطقه غرب آذربایجان می نماید.

با توجه به اینکه به خاطر حاکمیت رژیمهای غیر مردمی و آنتی تورک 86 سال اخیر، ملت آذربایجان قادر به دفاع موثر تاریخی از حقوق ملی خود نگردیده و موفق به شناساندن این دو نسل کشی بسیار دلخراش به افکار عمومی جهان نشده است، لذا نسل امروز آذربایجان، به ویژه روشنفکران عرصه حرکت ملی آذربایجان، از مسئولیت بسیار سنگینی در دفاع از حریم تاریخی ملت آذربایجان برخوردار بوده موظف به تذکر و تحلیل این فجایع دلخراش برای جهانیان هستند.

Sunday, February 10, 2008



قاراباغ و فاجعه خوجالی

واحید قاراباغلی


--------------------------------------------------------------------------------


آذربایجان بدلیل برخورداری اش از منابع زیرزمینی و روزمینی غنی و همچنین موقعیت ژپولتیک و استراتژیک اش همواره مورد توجه قدرتهای بیگانه و استعمارگر بوده است.ازاینرودر طول تاریخ به حوادث مختلف معروض مانده و یا حرکت های مختلف در آن روی داده است. در نتیجه این حوادث و اتفاقات آذربایجان ضربه های سنگین را متقبل شده و از سوی قدرتهای بیگانه مورد تجزیه قرار گرفته شده است. دولت و حکومت روسیه از جمله آن قدرتها می باشند. روسها به خوبی می دانستند که نهایتا" روزی مردم این سامان برای استقلال و آزادی وطن خود اقدام خواهند کرد به همین منظور در صدد چاره جویی و پیشگیری برآمدند از سوی دیگر روسیه برای دسترسی به آبهای آزاد و همچنین برای مقابله با امپراطوری تورک و مسلمان عثمانی درصدد آن برآمد که در منطقه قفقاز برای خود محافظ وستونهای را بیافریند تا منافع روسیه در این منطقه برای همیشه تضمین گردد. به همین منظور می بایست دولت مسیحی و طرفدار روسیه در منطقه قفقاز تاسیس می شد. ارامنه و کولی ها تنها ملتهای غیر مسلمان این منطقه بودند که از خود دولتی نداشتند در موقعیت اقلیت بوده و شرایط و جمعیت لازم برای دولت را دارا نبودند. تصمیم بر آن شد که تعداد زیادی از ارامنه ساکن روسیه,ایران,ترکیه,لبنان و سوریه و...به برنامه ریزی روسها به ایروان این شهر تاریخی آذربایجان و مناطق مجاور آن کوچ داده شوند تا ارامنه از لحاظ تعداد تقویت گردد. پس برای نیل به این اهداف در دوران حکومت های مختلف سعی در کم رنگ کردن نقش مسلمانان در قفقاز بر آمد. بدینسان در طول قرون اخیرا روسها بتدریج ارامنه ساکن در نقاط مختلف امپراطوری تزاری و همچنین دیگر کشورهای را برای سکونت در سرزمین قاراباغ به آنجا کوچ دادند تا نهایتا توانستند نسبت ترکیب جمعیتی را به نفع ارامنه تغییر دهند. در واقعیت ارامنه قاراباغ در طول تاریخ تا قرن نوزدهم اقلیت نا چیز قاراباغ را تشکیل می دادند. در نتیجه تداوم سیاسیت های روسیه تزاری ترکیب جمعیتی منطقه دستخوش تغییراتی قرار گرفت. در تغییر این ترکیب جمعیتی ارامنه در خاکهای مسلما نان ساکن شدند و در نتیجه وحمایت مادی و معنوی دولتهای بزرگ روس و انگلیس وبا اندیشه های ماکیاولی" ارمنستان بزرگ" دو حزب خینچاق و داشناک تشکیل شد. حزب های شکل گرفته بر اساس حمایتهای که از این دولتها می شدند فعالیتهای خود را با ترور و وحشت در داخل مرزهای عثمانی و قفقاز و خاکهای آذربایجان جنوبی آغاز کردند. روسیه تزاری بعد از اشغال دربند ,شهرهای شکی,گنجه و دیگر شهرهای آذربایجان را اشغال نمود. جواد خان خان گنجه در مقابل روسها مقاومت جانانه ای از خود نشان داد ولی نهایتا توسط روسها به شهادت رسید و گنجه در ژانویه سال 1804 به اشغال در آمده و روسها در سال 1805 پس از اشغال قره باغ ابراهیم خان خان قره باغ را مجبور به امضای سندی کردند که بر اساس آن وی ظاهرا" داوطلبانه الحاق قره باغ به خاک روسیه را می پذیرد که در واقع اینگونه نبود و وی برای امضای سند تحت فشار قرار گرفته بود که نتیجه آن منجر به آغاز جنگ معروف ده ساله ایران و روسیه گردید که با امضای عهد نامه های گلستان در سال 1813 و ترکمنچای 1828 بین دو کشور و الحاق اراضی شمالی رود ارس (آراز) به قلمرو امپراتوری روسیه خاتمه می یابد. تا زمان عقدعهد نامه های ترکمن چای و گلستان بیشتر اهالی قاراباغ را تورکهای آذربایجانی تشکیل می دادند. بر اساس آماری که روسها به سال 1832 داده اند 68./. درصد آذربایجانی و 32./. درصد ارامنه و دیگر ملتها نفوس قاراباغ را تشکیل می دادند. بعد از جدا شدن قفقاز از ایران روسها سعی کردند تا با سرعت بیشتری نسبت جمعیتی قفقاز را بر ضد مسلمانان تغییر دهند. و همچنین در جنگهای بین ایران وروسیه ارامنه ایران و ترکیه بدلیل کمک های که به روسها کرده بودند روسها در عهد نامه ترکمن چای و مفاد بندهای 14 و15 معاهده کوچ ارامنه ایران را قید کردند. از آن زمان ارامنه از جاهای مختلف ایران کوچانده و در قاراباغ کوهستانی ساک شدند. که بر اساس آن ماده 35 هزار ارامنه از سلماس و اورمیه به ولایت قاراباغ کوچ کردند. ارامنه هم که از دیرباز در اندیشه های ماکیاولی خود به دنبال "ارمنستان بزرگ" بودند مسائل ژئوپلتیک را ارائه دادند و براساس این اندیشه خولیالی خود به پاکسازی به اصطلاح " ارمنستان بزرگ" از عناصر تورک ومسلمان پرداختند و فجایع وحشتناک و ننگین و شرم آور و غیر انسانی خوجالی,خان کندی,عسکران و...بوجود آوردند. در جهت تحقق بخشیدن به اهداف شوم "ارمنستان بزرگ" بود که در سال 1914 م ارامنه عثمانی و دیگر ممالک اسلامی وارد بازیهای ضد اسلامی و تورک ستیز می شدند و وارد اتحادیه سیاسی و نظامی امپریالیستهای روسیه, انگلیس و فرانسه شدند. هر از گاهی به اقدامات تحریک آمیز بر علیه عثمانی دست زده و روستاهای عثمانی را مورد یورش و غارت و چپاول خود قرار می دادند . هشدارهای متعدد عثمانی و تدابیر مختلف و بخردانه دولت عثمانی موثر واقع نشد تا اینکه عثمانی ناگزیر به اعزام نیرو شد که منجر به شکست و فرار ارامنه به سوی قفقاز و ایران گردید. یک گروه 25 هزار نفری در سال1294 (شهریور ماه) به شهر سلماس و یک گروه 45 هزار نفری به ارومیه و گروههای دیگر به شهر های خوی/ سولدوز/مهاباد (سویوق بولاق) و قوشا چای (میاندواب) که در اشغال نیروهای متجاوز روسی بود وارد شدند. اهالی نجیب و مهماندوست آذربایجان علیرغم شرایط غیر قابل تحمل جنگ و قحطی و بدون توجه به دشمن ستیزی ارامنه و آسوریها را با برادران تورک خود در عثمانی صرفا به سبب احساسات مهماندوستی آنان را با آغوش گرم پذیرا شدند. اما آنان بدون توجه به آن همه محبت اعمال زشت خویش مانند دزدی/تجاوز به زنان / کشتار و قتل ادامه دادند. آنان با کشتار مسلمانان تورک در شهرهای ارومیه و سلماس عملا" استیلای خود را به آذربایجان تکمیل و شروع به پاکسازی منطقه از نژاد تورک نمودند و مسلمانان و تورکها را دشمن اول خود قلمداد کردند. از سال 1828 تا اوایل قرن بیستم زد و خوردها و مناقشات محلی بین ارمنی ها و مسلمانان ادامه داشت و در جریان این در گیری ها از طرف روسها به ارمنی ها سلاح,اسب و دیگر تجهیزات داده بودند که اگر زمین مسلمانان را اشغال کنید مالکیت ان را بدست می آورید .وارامنه در چنین شرایطی با پشت گرمی به حمایت روسها به اشغال روستاهای آذربایجان سرعت بخشیدند و با فشار روسیه و انگلستان مناطق ااطراف ایروان به ارمنستان ملحق شد و مساحت اراضی این دولت به 9000 کیلومتر مربع می رسید به نحوی که در تمام این اراضی بیش از 350 ارمنی نمی زیست! در حالی که جمعیت آذربایجان بیش از 5/1 میلیون نفر بود. همچنین در سال 1920 منطقه گویچه و زنگنه به زور نیزه به فرمان استالین از خاک آذربایجان جدا شده و به ارمنیها داده شد که در نتیجه بین منطقه نخجوان و خاک اصلی آذربایجان فاصله افتاد و نهایتا" طرح ادعای بی اساس اراضی علیه آذربایجان و فعالیتهای جدائی طلبانه ارامنه از سال 1988 که ارمنستان و آذربایجان هر دو در ترکیب حکومت شوروی قرار داشتند مجددا" شدت گرفت و ارامنه ادعای مالکیت قره باغ را مطرح کردند وخواستار الحاق آن با ارمنی ها شدند و بار دیگر بر فتنه قره باغ کوهستانی که بر هیچ پایه و اساس تاریخی ,سیاسی و قومی استوار نیست دامن زده شد. طی سالهای 1988 تا 1989 ارامنه با حمایت و پشتیبانی ارتش شوروی با پیاده کردن عملیات از پیش طراحی پاکسازی قومی و بیش از 250 هزارنفر آذربایجانی که دراراضی قومی و قبیله ای خود می زیستند تا آخرین نفر از سرزمین خویش اخراج شدند و صدها نفر از ساکنین غیر نظامی وحشیانه به قتل رسیدند. عاقبت جدایی طلبی ارامنه که در سال 1988 با شدت بیشتری در قره باغ کوهستانی دنبال گشت به جنگ تحمیلی ارمنستان و آذربایجان تبدیل شد و در نتیجه سیاست تجاوز کارانه ارمنی که به اصول و قوانین بین المللی اعتنایی نشان نمی دهند. 20./. از خاک آذربایجان منجمله هفت شهرستان که در تقسیمات کشوری جز قره باغ محسوب نمی شود از سوی نیروهای مسلح ارمنستان که از نظر سلاح و سایر تجهیزات توسط روسها حمایت می شد اشغال شده و بیش از یک میلیون مسلمان از موطن و آبا اجداد خود وحشیانه اخراج شدند و دهها هزار انسان به قتل رسیده معلول شده یا به اسارت برده شدند.صدها منطقه مسکونی ,هزاران واحد ابنیه فرهنگی ,آثار تاریخی, مساجد ,عبادتگاهها ,قبرستانها و... را به منظور از بین بردن آثار مسلمانان با خاک یکسان کردند و به تغییر اسامی مناطق دست زدند. فاجعه خوجالی در نتیجه وحشیگریهای ارامنه فاجعه نسل کشی خوجالی که در قره باغ کوهستانی رخ داد در ردیف وحشتناک ترین فجایع جهان جای گرفت. در بامداد 26 فوریه سال 1992 (دوم اسفند) باز با مشارکت مستقیم لشکر 336 شوروی سابق که در آن برهه در شهر خان کندی قره باغ کوهستانی مستقر بودند به شهر خوجالی که حدود 7 هزار نفرآذربایجانی در آن سکونت داشتند حمله کردند قلدرهای سرکش ارمنی با کمک هواداران خارجی خود در همین شب شهر خوجالی را با خاک یکسان کردند. با پشتیبانی بخش وسیعی از وسایط سنگین نظامی متعلق به لشکر 336 شهر کاملا" نابود شده و به آتش کشیده شد اهالی غیر نظامی و غیر مسلح هدف قتل عام وحشیانه واقع شدند . کودکان زنان افراد سالمند و بیمار با سفاکی غیر قابل تصوری به قتل رسیدند . ارمنی ها در آخرین سالهای قرن بیستم جنایت تاریخی دیگری – فاجعه نسل کشی خوجالی را پدید آوردند در این قتل عام و نسل کشی 613 نفر از اهالی بی دفاع شهر خوجالی کشته شدند که از این تعداد 106 نفر زن , 83 نفر کودک و خردسال و 70 نفر پیر و کهنسال بودند . در نتیجه این فاجعه بیش از هزار نفر از اهالی غیر نظامی با اثابت گلوله مستقیم با درجات مختلف بدنی معلول شدند که 76 نفر از معلولین را پسران و دختران نا بالغ تشکیل می دهند در این فاجعه 1275 نفر به اسارت درآمدند و 150 نفر هم مفقود شدند.اعضای 8 خانوار به طور کامل قتل عام شده که 25 کودک پدر و مادر و 130 کودک هم یکی از والدین خود را از دست داده اند آنان که فقط جرمشان مسلمان و تورک بودنشان بود در آن روز زنده زنده در آتش سوزانده شده و سرهایشان بریده شده پوست بدنشان کنده و چشمان کودکان از حدقه بیرون آورده شده شکم زنان حامله با نیزه پاره پاره شده بود.اعمال ارامنه و هواداران خارجی شان در ارتکاب به فجایع قره باغ و خوجالی ضمن آنکه نمونه آشکار از نقض وقیحانه حقوق بشر و بی اعتنایی بی شرمانه به قوانین حقوق بین المللی بشمار می آید که با کنوانسیون ژنو, منشور جهانی حقوق بشر, معاهدات مختلف بین المللی در باره حقوق مدنی ,سیاسی, اجتماعی و فرهنگی ,منشور جهانی کودکان, منشور جهانی در باره حفاظت از زنان و کودکان هنگام وضعیت فوق العاده و مناقشات دیگر حقوق بین المللی ضدیت آشکار دارد. برای تصور ابعاد این فاجعه انسانی و مظلومیت مسلمانان آذربایجانی کافی است مقایسه ای بین تعداد آورگان کل جهان با آورگان آذربایجانی داشته باشیم : از 6 میلیارد جمعیت کره زمین 25 میلیون آواره هستند در حالی که از 8 میلیون جمعیت آذربایجان 1 میلیون آواره می باشند جای بسی تعجب است که تاکنون دولتهای متمدن جهان رویکرد صحیحی نسبت به فاجعه خوجالی اتخاذ نکرده و آن را به عنوان نسل کشی به رسمیت نشناخته اند در حالیکه بعضی از دولتها با باور به هذیانات تحریفکارانه و غیر مستدل ارمنیان در باره نسل کشی علیه امت "مظلوم ارمنی"!! توسط تورکها در اوایل قرن بیستم مصوباتی را در این خصوص به تصویب رسانده اند ولی نسبت به فاجعه نسل کشی خوجالی که نتیجه مستقیم وحشیگریهای ارمنیان در پایان قرن بیستم این بره زمانی که دنیای متمدن سعی در حفظ برتری حقوق بشر دارد هیچگونه عکس العملی نشان داده نشده است امروز در شرایطی که تمام جهان علیه تروریسم به مبارزه برخاسته است تروریسم ارمنی باید از سوی جامعه جامعه جهانی افشا شده و پاسخ شایسته خود را بیابد فاجعه ای که در تاریخ 26 فوریه سال 1992 توسط ارمنیان در شهرخوجالی پدید آمد تنها یک عمل تروریستی عادی نیست بلکه جنایتی است بی سابقه علیه تمام بشریت.

از یاد نبریم :

خان کندی – 26 دکابر 1991/ خوجالی 26 فوریه 1992/ شوشا8 می 1992/لاچین 17 می 1992/ خوجاوند 12 اکتبر 1992/ کلبجر 2 آوریل 1993 / آغ دره 7 ایول 1993/ آغ دام 23 ایول 1993 / جبراییل 23 آگوست 1993/ قبادلی 31 آگوست 1993/ زنگیلان 29 اکتبر 1993 و...که منجر به آواره شدن یک میلیون مسلمان آذربایجانی و به اشغال در آمدن 20./. از خاک مسلمانان آذربایجانی شدند.

منابع :

۱- قتل عام مسلمانان در دو سوی ارس – صمد سرداری نیا – تبریز – انتشارات اختر 13۸۳

۲- سالهای خونین – محمد سعید اردوبادی – انتشارات اختر -تبریز1380
3- ویژه نامه " آذربایجان و یک قرن جنایات ارامنه" – نشریه دانشجویی اویرنجی باخیشی – دانشگاه صنعتی امیر کبیر – کاری از آبتام 1383
4- هفته نامه نوید آذربایجان شماره های 142 سال سوم – 336 سال ششم
5- نشریه دانشجویی اردم – شماره 6 – سال دوم – خرداد 1382 – دانشگاه

تهران

۶- هفته نامه آوای اردبیل – چهارشنبه 13 اسفند 1382 – شماره 226 سال هشتم

۷- هفته نامه آراز – 15 اسفند 1381 – شماره۴

۸- هفته نامه چشمه اردبیل – چهارشنبه 9 اسفند 1381-شماره 115

9نشریه دانشجویی اویرنجی – دانشگاه امیر کبیر – اردیبهشت 80 – سال دوم – شماره 5

10- هفته نامه شمس تبریز – سال پنجم – شماره 131 – چهارشنبه 11 اردیبهشت 1381

www.vahidqarabagli.blogfa.com



فاجعه خوجالي نسل كشي قرن بيستم

ارامنه‌اي كه در سال 1978 به مناسبت يكصدوپنجاهمين سالگرد مهاجرت خود از ايران به آذربايجان، در قره‌باغ كوهستاني بناي يادبود برافراشتند، طي دو قرن اخير با هدف تحقق آرمان خيالي «ارمنستان بزرگ» در اراضي تاريخي آذربايجان، با كمك هواداران خارجي خود سياست مستمر اشغالگري عليه آذربايجان را تعقيب كرده و هر از چند گاهي براي نيل به اين هدف مكارانه، از ارتكاب جنايات بشري چون ترور، كشتار جمعي، اخراج و نسل كشي نيز ابايي نداشته‌اند.

اسناد متعدد تاريخي ثابت مي‌كند كه ميليونها نفر آذربايجاني كه در سال‌هاي 1905 تا 1907، 1918 تا 1920 و 1948 تا 1953 در اراضي تاريخي – قومي خود در قفقاز بارها هدف سياست پاك‌سازي قومي و نسل كشي واقع شدند، به صورت دسته جمعي به قتل رسيده و از سرزمين‌هاي آبا و اجدادي خود اخراج شده‌اند. نهايتا، طرح ادعاهاي بي اساس ارضي عليه آذربايجان و فعاليت‌هاي جدايي طلبانه ارامنه از سال 1988 به بهعد مجددا شدت گرفته، به فتنه قره باغ كوهستاني كه بر هيچ پايه و اساس تاريخي، سياسي و قومي استوار نيست، دامن زده شد. طي سال‌هاي 1988 تا 1989 بيش از 250 هزار نفر آذربايجاني كه در اراضي قومي – تاريخي خود مي‌زيستند، تا آخرين نفر از ارمنستان اخراج شده و صدها نفر از ساكنين غيرنظامي، وحشيانه به قتل رسيدند.

جدايي طلبي ارمني كه در سال 1988 در قره باغ كوهستاني، اين قلمرو تاريخي آذربايجان آغاز گشت، به جنگ تحميلي ارمنستان عليه آذربايجان تبديل شد. در نتيجه سياست تجاوزكارانه ارمنستان كه به قوانين بين‌المللي و اصول و موازين حقوق بين‌المللي اعتنايي نشان نمي‌دهد، بيست درصد از خاك آذربايجان، از جمله هفت شهرستان كه در تقسيمات كشوري جزء قره باغ كوهستاني محسوب نمي‌شود، از سوي نيروهاي مسلح ارمنستان اشغال شده، بيش از يك ميليون نفر آذربايجاني از موطن آباء و اجدادي خود وحشيانه اخراج شده، دهها هزار انسان به قتل رسيده، معلول شده و يا به اسارت برده شدند. صدها منطقه مسكوني، هزاران واحد از ابنيه فرهنگي – اجتماعي، مؤسسات آموزشي و بهداشتي، آثار تاريخي و فرهنگي، مساجد و عبادت گاهها، قبرستان‌ها و …. با خاك يكسان شده و هدف ونداليسم بي سابقه ارمني واقع شدند.

در نتيجه وحشي گري ارامنه، فاجعه نسل كشي خوجالي كه در شهر خوجالي قره باغ كوهستاني رخ داد نيز در رديف وحشتناك‌ترين فجايع جهان جاي گرفت.

دسته‌هاي مسلح ارمني در بامداد 26 فوريه سال 1922 با مشاركت مستقيم لشكر 366 شوروي سابق كه در آن برهه در شهر خان كندي (استپان كرت) قره باغ كوهستاني مستقر بود، به شهر خوجالي كه حدود هفت هزار نفر آذربايجاني در آن سكونت داشتند، حمله كردند. قلدرهاي سركش ارمني با كمك هواداران مزدور خارجي خود، در همين شب با پشتيباني بخش وسيعي از وسايط سنگين نظامي متعلق به لشكر 366، شهر كاملا نابود شده و به آتش كشيده شد. اهالي غيرنظامي و غيرمسلح هدف قتل عام وحشيانه واقع شدند، كودكان، زنان، افراد سالمند و بيمار با سفاكي غيرقابل تصوري به قتل رسيدند. ارمني‌ها در آخرين سالهاي قرن بيستم، جنايت تاريخي ديگري – نسل كشي خوجالي – را پديد آوردند.

در نتيجه نسل كشي خوجالي 613 نفر كشته شده و 1275 نفر از اهالي به اسارت برده شدند. از سرنوشت 150 نفر از اين اسرا، هنوز نيز اطلاعي در دست نيست. در نتيجه اين فاجعه بيش از 1000 نفر از اهالي غيرنظامي با اصابت گلوله مستقيم، با درجات مختلف بدني معلول شدند. 106 نفر از كشته شدگان، زنان، 83 نفر كودك خردسال و 70 نفر پير كهنسال بودند. 76 نفر از معلولين را پسران و دختران نابالغ تشكيل مي‌دهند.

در نتيجه اين جنايت نظامي – سياسي ، 6 خانواده كاملا نابود شده، 25 كودك هر دو والدين، 130 كودك نيز يكي از والدين خود را از دست دادند. 56 نفر از كشته شدگان با درنده خويي و بي رحمي وحشيانه‌اي به قتل رسيدند. آنان زنده زنده در آتش سوزانده شده، سرهايشان بريده شده، پوست بدنشان كنده، چشمان كودكان خردسال از حدقه بيرون آورده شده و شكم زنان حامله با سرنيزه پاره پاره شده بود.

اعمال ارامنه و هواداران خارجي‌شان در ارتكاب فاجعه خوجالي، ضمن آنكه نمونه‌اي آشكار از نقض وقيحانه حقوق بشر و بي‌اعتنايي بي‌شرمانه به قوانين حقوق بين‌المللي به شمار مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آيد، با كنوانسيون ژنو، منشور جهاني حقوق بشر، معاهدات مختلف بين‌المللي درباره حقوق مدني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، منشور جهاني حقوق كودكان، منشور جهاني درباره حفاظت از زنان و كودكان در هنگام وضعيت فوق‌العاده و مناقشات و ديگر قوانين حقوقي بين‌المللي ضديت آشكار دارد.

جاي بسي تأسف است كه تاكنون دولت‌هاي متمدن جهان رويكرد صحيحي نسبت به اين فاجعه اتخاذ نكرده و آن را به عنوان نسل كشي به رسميت نشناخته‌اند. در حاليكه بعضي از دولت‌ها با باور به هذيانات تحريف‌كارانه و غير مستدل ازمنيان درباره «نسل كشي» عليه ملت «مظلوم» (!!!) ارمني توسط ترك‌ها در اوايل قرن بيستم، مصوباتي را در اين خصوص به تصويب رسانده‌اند، نسبت به فاجعه نسل كشي خوجالي كه نتيجه مستقيم وحشي‌گريهاي ارمنيان در پايان قرن بيستم – اين برهه زماني كه دنياي متمدن سعي در حفظ برتري حقوق بشر دارد – هيچگونه عكس‌العملي نشان داده نشده است.

امروز در شرايطي كه تمام جهان عليه تروريسم به مبارزه برخاسته است، تروريست ارمني نيز مي‌بايد از سوي جامعه جهاني افشا شده و پاسخ شايسته خود را بيابد. فاجعه‌اي كه در تاريخ بيست و ششم فوريه سال 1992 توسط ارمنيان در خوجالي پديد آمد، تنها يك عمل تروريستي عادي نيست، بلكه جنايتي است بي‌سابقه عليه تمام بشريت.

Saturday, February 02, 2008



محدودیت اهل سنت و آزادی ارامنه در ایران

در حالیکه اهل سنت در ایران با محدودیتهای مختلفی روبرو هستند و از جمله در تهران با جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر از داشتن یک مسجد برای اقامه نماز محروم هستند سایت بازتاب گزارش جالبی از آزادی ارامنه در ایران را منتشر کرده است.

در حالیکه اهل سنت در ایران با محدودیتهای مختلفی روبرو هستند و از جمله در تهران با جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر از داشتن یک مسجد برای اقامه نماز محروم هستند سایت بازتاب گزارش جالبی از آزادی ارامنه در ایران را منتشر کرده است.
به امید آنکه همه اقوام و مذاهب در ایران از آزادیهای برابر برخوردار باشند این گزارش را بخوانید:
میان موج بدگویی‌های رسانه‌های غربی درباره نبود آزادی و حقوق بشر در ایران، کوه‌های چالدران ایران، به محل تجمع ارامنه از تمام جهان تبدیل شده است.
به گزارش سرویس بین‌الملل «بازتاب»، خبرگزاری فرانسه این مراسم را تشریح کرده و می‌نویسد: چادرهای هزاران نفر از زایران در کنار کوه به چشم می‌خورد؛ هوا سرشار از عطر بخور است و صدای زنگ کلیسا، دره را پر کرده است.
این مراسم ویژه زایران میسحی ارمنی است که مراسم یادبود عید مأموریت قدیس «تادئوس» در قرن نخست را در قلب کوهستان‌های شمال غرب جمهوری اسلامی ایران برگزار می‌کنند.
در نیم قرن اخیر، هزاران نفر از زایران ارمنی، از ایران و کشورهای دیگر به قره کلیسا (کلیسای سیاه) می‌آیند تا سه روز با همراهان ارمنی خود، به عبادت و اعتکاف بپردازند. البته این نکته زمانی قابل توجه‌تر می‌شود که بدانیم این سنت در کشوری پیاده می‌شود که یکی از سردمداران اجرای قوانین اسلامی در جهان است و جالبتر از آن، این که ایران، موطن صدها هزار ارمنی و مجموعه‌ای از کلیساهای مهم از نظر تاریخی است.
«هائیک نوروزیان»، فروشنده صنایع و هنرهای دستی در ایران، می‌گوید: «اینجا مکانی برای جمع‌آوری مردم دور هم است تا یکپارچگی میان آنان در داخل و خارج ایران پدید آید؛ این مهمترین تاریخ تقویم آنهاست.»
امسال در این مراسم، بیش از چهار هزار نفر، بیشتر از ایران و کشور همسایه آنها ارمنستان و شمار بسیاری از ارمنیان ساکن کشورهای عرب، به ویژه سوریه و لبنان شرکت داشتند.این مراسم در کلیسایی بود که مهمترین بنای مسیحیت در ایران است و قدمت آن به دهه‌های نخست ایجاد این باور بازمی‌گردد.
«آنی» 32 ساله و مهندس کامپیوتر می‌گوید: «مهمترین نکته این است که ما این حق را در کشوری مسلمان داریم. در ترکیه، برخی کلیساهای ارامنه را خراب کرده‌اند، اما دولت جمهوری اسلامی به این ارزش‌ها احترام گذاشته و به آن ارج می‌نهد.»
باید گفت که این کلیسا در کنار قبر تادئوس و پس از کشته شدن وی به دست یک پادشاه غیر مسیحی، در 25 کیلومتری مرز ترکیه ساخته شده که حدود 1500 سال است که از جنگ‌ها و زلزله‌‌های حاکم بر این منطقه، جان سالم به در برده است.
ورودی قره کلیسا، با عکس بزرگان ارامنه و در کنار آن، عکس رهبران ایران؛ آیت‌الله خمینی (ره)، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران و محمود احمدی‌نژاد پوشیده شده است.
همچنین مقامات ایرانی، آزادی‌های بسیاری در برگزاری مراسم مذهبی، به ارمنی‌ها و رعایت قوانین پوشش اسلامی داده‌اند و زنان می‌توانند بدون حجاب در این منطقه حضور یابند، البته آنان در کلیسا با حجاب وارد می‌شوند.
«گئورک وارطان»، از نمایندگان ارمنی‌ها در مجلس ایران، می‌گوید: «ما در اینجا برای انجام عبادات، آنگونه که می‌خواهیم آزادیم. سازمان‌های دولتی واقعا کمک کرده‌اند تا احساس کنیم آزادیم.»
مسلمانان نمی‌توانند بدون اجازه و دلیل موجه در این مراسم شرکت کنند و برای همین برخی از کارکنان ارمنی، در تنها جاده منتهی به محل، همه چیز را کنترل می‌کنند. در پایان جاده، بازدیدکنندگان وارد دنیای مسیحی متفاوتی می‌شوند.
مهندس وارطان می‌گوید: «تعداد زیادی از نقاط گوناگون جهان به اینجا می‌آیند و ما پذیرای همه آنان هستیم. مقامات نیز اجازه جدا کردن مردم را می‌دهند تا ما راحت باشیم.»
ایران همیشه تأکید کرده است که به مسیحیان، یهودیان و زرتشتی‌ها، آزادی کامل در انجام امور مذهبی را داده است، هرچند شمار بسیاری از این اقلیت‌ها در سال‌های اخیر از ایران مهاجرت کرده‌اند.
حضور ارمنی‌ها در شمال ایران، به هزاران سال پیش بازمی‌گردد و شاه عباس در قرن هفدهم، صدها ارمنی را به پایتختش در اصفهان برد.



بیانیه در محکومیت احتمال گشایش کنسولگری ارمنستان در تبریز

میللی شورا- هشتم بهمن ماه 86:ارکین وطن اوغلو: بیرحالداکئ آذربايجانين قیریلماز قولی قاراباغ دا قان آخیر، مینلر شهیدین قانلاری قوروماییب دیر و بیر ميليون دان آرتیق اهالی میز قاچقیندیر، تبريز ده ( آذربايجا نين باش کندینده ) فارس شونیزم رژیمینین الی ایله ارمنی کونسوللوغونون آچماق قرارینا گلیب لرآذربایجان میللتی اوزللیکله ميلي فعاللاری اوزلرینه بو ایذنی وئره بیمزلر کی بو جینایته گوز یومولسین تا ائرمنی بایراغی بو شهرده (تبریز ده) دالغالانسین .

بونونلا با غلي بیرینجی آددیم اولاراق آذربايجانين فعاللاری اوزللیکله تبریزین ان تانینمیش فعاللاری بیر نامه حاضیرلاییب لار کی فرماندارییه وئریلسین بو نامه نی آشاغیداکی سانجاقدان آلا بیلر سینیز





رييس جمهور آذربايجان شمالی:

- ايروان جزو خان نشين هاي تاريخي آذربايجان بوده و متعلق به جمهوري اذربايجان است

- هيئت نمايندگي اذربايجان در شوراي اروپا خواستار برگرداندن ايروان و روستاهاي اطراف آن به جمهوري آذربايجان شد




میللی شورا- 11 بهمن ماه 1386: خبرگزاریهای آذربایجان: علي اف در سفر به نواحي هم مرز کشورش با ارمنستان درمنطقه آغدام که چند روز پيش انجام شد خان نشين ايروان و 135 روستاي حومه آنرا جزو اراضي تاريخي جمهوري اذربايجان دانست و گفت دولت موسس جمهوري آذربايجان در سال 1918 براي کمک به تاسيس کنفدراسيون قفقاز شهر ايروان ومناطق اطراف آنرا که همگي داراي اسامي آذربایجانی بودند بطور موقت در اختيار اقليت ارمني مقيم اين خان نشين قرار داد اما ارامنه با سوء استفاده از اعتماد آذربایجانیها در دهه هاي گذشته ، اکثريت مسلمانان تورک ساکن در اين نواحي را مجبور به کوچ از خانه وکاشانه خود کردند و ضمن تخريب مساجد و بناياي قديمي و مقدس اسلامي همچنين قبرستانهاي مسلمانان ترکيب جمعيتي آذربایجانی وهويت اسلامي اين مناطق را از بين بردند.

دراين حال هيئت نمايندگي جمهوري اذربايجان در شوراي اروپا هم در روزهاي گذشته با تنظيم وارسال تقاضانامه اي به اين شورا بهمراه تعدادي از اسناد مدارک و شواهد تاريخي خواستار برگرداندن ايروان و روستاهاي اطراف آن به جمهوري آذربايجان شده است.



اسلام کنفرانسي تشکيلاتيندان ارمنستان-ا سرت طلب: آذربايجانين ايشغالولونموش تورپاقلاري قئيد-شرطسيز آزاد ائديلسين

مصر-ين پايتاختي قاهره ده ايسلام کونفرانسي تشکيلاتينا (ا.ک.ت) عوضو اؤلکه لرين پارلامئنت ايتتيفاقي نين (پ.ا) و سئسسيياسي کئچيريلير. وطنداش همريليگي پارتيياسي نين (و.ه.پ) متبوعات خيدمتيندن آپا-يا وئريلن معلوماتا گؤره، آذربايجان نوماينده هئيتي داغليق قاراباغ حاديثه لريني عکس ائتديرن ماتئرياللاري کونفرانس ايشتيراکچيلاري نين ديقتينه چاتديريب.

ا.ک.ت پ.ا قبول ائتديگي يئکون سنه ده داغليق قاراباغلا علاقه دار ۲ ماده علاوه اولونوب. دؤنم ايشتيراکچيلاري ائرمنيستانين ايشغال ائتديگي آذربايجان تورپاقلاريني قئيد-شرطسيز آزاد ائتمه سي ايله باغلي ب.م.ت- نين قبول ائتديگي ۴ قطعنامه ني يئرينه يئتيرمه سي و ايشغالدا اولان آذربايجان اراضيلرينده تورک-اسلام آبيده لري نين داغيديلماسينا سون قويولماسيني طلب ائدن ماده لره سس وئريبلر. دؤنمنين يئکونوندا آذربايجانلا باغلي داها ايکي قطعنامه ده قبول اولونوب. سوندا تشکيلاتي مثله لره باخيليب و ا.ک.ت پ.ا کوميته لرينه سئچکيلر کئچيريليب.

آذربايجان نوماينده هئيتيندن ميللي مجليسين دئپوتاتي گؤوهر باخشعليگئوا قورومون ايجرايييه کوميته سينه، مجلس وکيلي سابير روستمخانلي ايسه سياسي کوميته يه عوضو سئچيليبلر.



تورپاغيميزلا بيرليکده، ائرمني ماهنيميزي اوغورلادي فارسدا يئمگيميزي!

آذربايجاندان بوتون ايرانا سونولان يئمک آرتيق تورک يئمگي يوخ کي ايران-فارس يئمگي اولاراق دونيايا سونولور.

قوغورما سبزي (قورمه سبزي) آديندا يئمه لي و سئويملي يئمکده اولان ملزمه لر، پيشيرمک طرزي و سونما شکلي ايللردير کي تورک موتفاغيندان آلينيب و باشقالارينا وئريليب. صاحيب چيخماديغيميز وارليقلار بئله سينه الدن گئدير!

ايران آدلانان اولکه ده بو ايش بير مد اولوبدور. بير عادتي باشقا ميلتدن آليب فارسلاشديرماغ اوچون، اؤنجه اوون ايران ميللي عادتي اولدوغو اورتايا سورولور، داها سونرا ايران فارسدير دييه فارسلارين حسابينا يازيلير.

ايللردير کي دونيادا آذربايجان قاليلاري پرسين آدي ايله ساتيلير، آذربايجان پيشيگي (اردبيل بؤلگه سي کؤکنلي اولان) پرسين آدينا تانيتيلير، آز قالير آذربايجان پرسين آدينا تانيتيلسين! يا يوخ، ائله او دا پرسين اولاراق تانيتيلير! گئنه ديه سن گئج قالميشيق!

آدي گئدن يئمکدن ايلهام آلان بير پيزاچي، يئني پيزا (پيتزا) ياپاراق اونو ايران-فارس اؤزل يئمگي آدينا دونيا تورونا چيخارتماغا باشلاييب. قوغورما سبزي پيزاسي آدي وئريلن بو يئمکده قوللانيلان رئسيپه تام آذربايجان يئمگي نين کوپيسيدير.

فارسلار آذربايجان يئمکلرين آذربايجان بشقابلاريندا يئييبده بو منيمسمه اولايلاريندا باشاريلي اولوبلار. بيزسه اؤزوموزه عايد اولان عادتلري اؤنمسمه دن فارسلاشماغا يا خود کيمليکسيزليگه دوغرو گئديريک! تاريخي قايناغلاردا يازيليدير کي فارسلار بؤلگه يه سالديراندا، نه گئييملري وارميش نه يئمکدن آنلارميشلار. ياني تام آنلاميندا مدني اولمايان بير قبيله ييميشلر! اونا گؤره ده نه لري وارديرسا کؤکو بيزلره باغلانير.

۲۰۰۷ ايلينده ايتاليادا ياشايان پيزاچي حسين اربابي تعريف اولونان پيزاني پيشيريب و اؤنملي بير ياريشمادا مقام گتيرير. داها سونرا بو مقام ايراندا تبليغ اولور و بو آداما يارديم اولوناراق اونو آمريکايا گؤندرمک پلانلانير!

ائرمنيلر آذربايجان تورک تورپاغين، تورک تاريخين، تورک ماهنيسين و تورک وارليغين منيمسه يير، فارسلار آذربايجان تورک تورپاغين، تورک تاريخين، تورک يئمگين، تورک قاليسين، تورک پيشيگين و تورک وارليغين منيمسه يير، آما آذربايجانلي تورک باشقالارينا عايد اولانلاري کي هئچ، اؤزونه عايد اولانلاري بيله منيمسه مير! هله گليبده وطن قوروياجاييق!

Saturday, December 15, 2007



موضوع نسل کشي ارامنه و اهداف سياسي پشت آن - الياس واحدي

کارشناس مسایل قفقاز و ترکیه

(براي مطالعه) بیش از نود سال است که ادعاي نسل کشي ارامنه توسط امپراطوري عثماني از طرف گروهها و سازمانهاي مختلف ارمني تکرار مي شود و اين موضوع در دوره هايي از سوي برخي مجامع ودولتهاي غربي نظير انگلستان و فرانسه دامن زده مي شود.ارامنه بر اين تاکيد دارند که در دهه دوم قرن بيستم ترکهاي عثماني قتل عام وسيع و از پيش برنامه ريزي شده اي را عليه ارامنه در مناطق ارمني نشين امپراطوري اعمال کردند که اوج اين کشتارها ۲۴ آوريل ۱۹۱۵ بوده است. آنها خواهان به رسميت شناختن اين اقدام به عنوان نسل کشي ارامنه و عذرخواهي رسمي دولت جمهوري ترکيه هستند.

بر اساس اين تبليغات وسيع برخي گروهها خواستار الحاق مناطق شرقي ترکيه (در قالب ارمنستان بزرگ که ارامنه آن را هايستان مي نامند و در آن مناطق وسيعي از آذربايجان ايران نيز قرار دارد) به خاک جمهوري ارمنستان هستند و در اين ميان ارو پاييان به ويژه انگليسيها به حساسيت اين موضوع مي افزايند. ترکها چه در آنزمان که به دستور سلطان عبدالحميد مستندات لازم در رد ادعاي نسل کشي گردآوري و به مجامع مختلف ارايه شد و چه در سالهاي بعد اين مساله را کاملا رد مي کنند. بطور کلي از سه جنبه تاريخي ، حقوقي و سياسي به اين مساله پرداخته مي شود.

از نظر تاريخي در کنار مدعيان وقوع نسل کشي که ديدگاهشان در بالا آمد، مورخين متعددي به رد اين نظريه پرداخته اند.اين مورخين وپژوهشگران با تشريح وضع موجود جامعه جهاني در آن دوران ( وقوع جنگ جهاني اول ) تلفات ارامنه را که چند برابر کمتر از تعداد مورد ادعاي ارامنه مي دانند، نتيجه فروپاشي امپراطوري پهناور عثماني ، درگيريهاي داخلي در مناطق شرقي و در مجاورت جبهه جنگ با روسها، مهاجرتها و بيماريهاي واگير دار که مناطق وسيعي را دربرگرفته بود ، مي دانند و بر اين باورند که در اين ميان تلفات ساير ساکنين امپراطوري از جمله ترکها ، کردها و عربها به مراتب بيش از ارامنه بوده است.

طبق نظر اين محققين که علاوه بر مورخين ترک ، نويسندگان مختلف از کشورهاي غربي مانند استانفورد.جي.شاو ، جاستين مک کارتي) نيز در اين زمره اند، ارامنه ساکن در عثماني قبل از جنگ جهاني اول روابط خوبي با حکومت و مسلمانان داشتند و حتي تا مقام وزارت در دستگاه امپراطوري ارتقا يافته بودند، با آغاز جنگ جهاني اول و پيوستن عثماني به متحدين، کشورهاي متفق به ويژه انگلستان و روسيه با دست گرفتن اهرم ارامنه مسيحي در مقابل عثماني مسلمان قصد نابودي امپراطوري را از درون داشتند. آنها با تقويت احزاب افراطي هينچاک و داشناکتسوتيون زمينه شورش ارامنه ، ايجاد ناامني ، حمله به روستاهاي مسلمان نشين و تخريب مساجد ، ترور مقامات وحمله به مراکز دولتي عثماني را فراهم آوردند.

اين اقدامات ارامنه شورشي کمک زيادي به پيشروي ارتش روسيه در جبهه شرقي عثماني کرد.همکاري ارامنه مسلح ساکن در شرق عثماني با قشون مهاجم روسيه که وعده تشکيل کشور مستقل را به آنها ميداد ونيز نقش در خور توجه اين نيروها در شکستهاي نيروهاي عثماني در مقابل روسها ، دراکثر منابع حتي در کتب مورخين ارمني مانند پاسدرماجيان، خداورديان، سارگيسيان، هاکوپيان و يريميان آمده است. طبق اين ديدگاه وزارت داخله عثماني براي جلوگيري از درگيريهاي داخلي و تقويت پشت جبهه در شرق، اقدام به انتقال ناراضيان ارمني به مناطق ديگر فلات آناتولي و سوريه و عراق فعلي که در آنزمان در تابعيت عثماني بودند، کرد.در اثناي اين نقل و انتقالات که مورخين ارمني آن را تبعيد و کوچ اجباري مي نامند ، بعضي از مهاجرين ونيز مامورين دولتي که مسئول انجام اين کار بودند ، در مناطق کوهستاني مورد هجوم راهزنان قرار گرفته ويا گرفتار بيماريهاي واگيردار، قحطي و حوادث ديگر شده واز بين رفتند.

درگيري ارامنه مسلح با نيروهاي دولتي و دستجات مسلح کرد وفادار به سلطان عثماني که گروههاي حميديه ناميده مي شدند و نيز درگيريهاي مسلمان ومسيحي در بين مردم عادي نيز سبب کشته شدن شمار در توجهي از ارامنه و ساير اقوام شد. برخي مورخين ارمني بررسي موضوع در سال ۱۹۱۹ توسط ديوان عرفي عثماني و انتقاد آتاترک از جمعيت اتحاد و ترقي (که برنامه انتقال ارامنه به مناطق ديگربه دستور طلعت پاشا از رهبران اين جمعيت و وزير داخله عثماني صورت گرفت) را دليلي بر قبول نسل کشي ارامنه توسط زمامداران ترک در أنزمان ميدانند ولي انديشمندان ترک اين ادعاها را فاقد سند ومدرک ودلايل آن را براي نسل کشي ناميدن ناکافي و نامربوط ميدانند. برخي از محققين و نويسندگان ارمني نيز اين مسئله رانسل کشي نمي دانند.

لئون دباغيان نويسنده ارمني اخيرا در نشستي که به همين منظور در آنکارا تشکيل شده بود ، تلفات ارامنه را نه در اثر نسل کشي بلکه در نتيجه جنگ داخلي دانسته و ادعاي نسل کشي را سناريوي اروپاييها عنوان کرد. وي گفت : مورخين اروپايي از زمان جنگ ملازگرد که در آن ارامنه به ترکهاي سلجوقي در برابر روميها کمک کردند ، با انتشار مطالب تحريفي سعي داشته اند ، ترکها و ارامنه را با هم دشمن سازند و سناريوي فعلي اروپا در اين راستا است. رجب طيب اردوغان نخست وزير ترکيه و رهبر حزب اسلامگراي عدالت وتوسعه چندي پيش طي فراخواني از کليه پژوهشگران حوزه تاريخ در داخل و خارج خواست تا در اين خصوص دست به بررسيهاي کامل زده و نتايج تحقيقات را بصورت بيطرف اعلام نمايند.

پس از اين درخواست٫ محققين زيادي دست به کار شدند وکنفرانسها و جلسات متعددي در کشورهايي نظير آلمان ، آمريکا و… صورت گرفت که هنوز ادامه دارد.مرکز تحقيقات مجلس ملي ترکيه نيز از انديشمندان ارمني براي بررسي موضوع و ارايه اسناد و مدارک لازم دعوت کرده است. در اين ميان طرف ارمني از بحث و بررسي تاريخي زياد استقبال نمي کند.گروههاي ارمني در برخي از اين نشستها با به اغتشاش کشيدن جلسه سعي در ناکام ماندن اين تلاشها دارند. وارتان اوسکانيان وزير امور خارجه ارمنستان مباحثات تاريخي در اين زمينه را بيهوده دانسته و ميگويد : اين کار مورخين نيست بلکه کار سياستمداران است.

جنبه سياسي مسئله در حال حاضر مهمترين وجه کار به شمار ميرود.مرزهاي ترکيه و ارمنستان که از زمان جنگ قره باغ بسته است، صدمات اقتصادي زيادي به ارمنستان زده است و اگر مبادلات اقتصادي روسيه و جمهوري اسلامي ايران با ارمنستان نبود،اقتصاد اين کشور که روابطش با ترکيه وآذربايجان قطع شده بود ،فلج مي شد.در حال حاضر نيز حکومت ارمنستان به دنبال بازگشايي مرز خود با ترکيه است نماينده جمهوري ارمنستان در سازمان همکاريهاي اقتصادي درياي سياه نيزراه حل کار را سياسي ميداند و پيشنهاد باز شدن مرزهاي ترکيه با ارمنستان که به دنبال اشغال خاک جمهوري آذربايجان توسط ارمنستان بسته شده است، ميداند.دولت ارمنستان در ابتدا سعي داشت با تبليغ و بزرگنمايي و با استفاده از فشار برخي مجامع غربي به ترکيه از اين کشور امتياز سياسي و اقتصادي بگيرد ولي بعدا تحت فشار افکار عمومي جهان مجبور شد تن به بررسي تاريخي بدهد و پس از مدتها مقاومت بالاخره آرشيو دولتي اسناد تاريخي اين مسئله را به روي مورخين و پژوهشگران بگشايد. کاري که ترکيه از مدتها قبل آن را شروع کرده بود.

در اين ارامنه فکر مي کنند، آنچه بيش از هر چيزي مي تواند ترکيه را تحت فشار قرار دهد. استفاده از دست آويز نسل کشي ارامنه براي ايجاد ذهنيت منفي بر ضد ترکيه در بين مجامع اروپايي به منظور مانع تراشي بر سر راه عضويت ترکيه در اتحاديه اروپاست.جمهوري ترکيه علاوه بر اتحاديه اروپا خواستار عضويت در شوراي امنيت سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۸ است وبا توجه به حمايت مقامات سازمان ملل ازجمله کوفي عنان از اين موضوع احتمال تحقق اين امر زياد است.

اين موارد در کنار حضور ترکيه در ناتو و عملکرد موفق اش در کوزوو و افغانستان و رشد مطلوب شاخصهاي اقتصادي (افزايش قابل ملاحظه توليد ناخالص داخلي و ملي ، در آمد ملي و سرانه ، کنترل تورم و حضور موفق شرکتهاي ترک در سراسر جهان)، مخالفين اروپايي ترکيه را نگران ساخته است. پاره اي از انديشمندان اروپايي هنوز ترکيه را وارث امپراطوري هاي سلجوقي و عثماني ميدانند و از روزي که اين کشور دوباره در برابر اروپاي مسيحي عرض اندام بکند ، نگرانند و سعي دارند در نوشته هاي خود اين نگراني را به افکار عمومي نيز منتقل نمايند.برخي مقامات حکومتي و احزاب سياسي در غرب (به ويژه در آمريکا ، انگليس و فرانسه) نيز براي جلب رضايت لابي ارامنه و شهروندان مسيحي متعصب خود، سعي دارند ، مسئله قتل عام ارامنه را در اذهان زنده نگهدارند . نهادهاي ارمني در سر تاسر کشورهاي غربي مراسم بزرگداشت نودمين سالگرد نسل کشي مورد ادعايشان را برگزار کردند در ايران نيز اين تحرکات بيش از گذشته انجام شد و علاوه بر ارامنه برخي نهادها و مطبوعات نيز بطور گسترده بدان پرداختند .اين مسئله براي اقليت ارامنه در خارج از ارمنستان نوعي ابراز هويت و مقابله با فراموش شدن قومي و براي ملت و دولت جمهوري ارمنستان به مثابه عاملي براي تحکيم و تقويت وحدت ملي ( قومي ) محسوب مي شود.

وحدتي که در سايه کينه و نفرت ازترکها که به عنوان دشمن تاريخي ارامنه معرفي شده است ، حاصل مي شود . در واقع همين بذر کينه کاشته شده در دل کودکان ارمني بود که سالها بعد جوانان ارمني را براي حمله به قره باغ و کشتار غير نظاميان آذربايجاني و شکل دهي يکي از بزرگترين فجايع انساني انگيزه مند ساخت. دهها هزار نفر از شهروندان آذري قتل عام شدند و نزديک به يک ميليون نفر از آنها آواره گشته اند. ودر سايه اين تبليغات وسيع بود که گروههاي ارمني در ايالات متحده آمريکا دست به ترور ديپلماتهاي ترک مي زنند ( برابر گزارش روزنامه زمان ترکيه‌‌، طي ۳۰ سال گذشته ارامنه در آمريکا بيش از ۲۰۰ عمليات ترور عليه ترکها انجام داده اند که در نتيجه آن بيش از ۷۰ نفر از جمله ۳۱ ديپلمات دولت ترکيه جان باخته اند ) ادعاي نسل کشي ارامنه در سرزمين فعلي ترکيه عمدتا توسط ارامنه خارچ از ترکيه مطرح مي شود.

ارمنيان داخل ترکيه هرچند تعداد قابل ملاحظه اي ندارند ولي آزاديهاي ديني ، مدني وفرهنگي لازم به آنها داده شده است .ازاين رو آنان مخالفتي با حکومت ترک ندارند . هرچند نداشتن قدرت سياسي لازم و هراس از دولت ترکيه نيز در اين زمينه موثر است. ارامنه ساکن در ترکيه مانند ايران داراي مدارس مخصوص به خود هستند و در انجام مراسم ديني محدوديتي ندارند. اين در حالي است که برخي مسلمانان مانند کردها در ترکيه از حقوق فرهنگي مشابه ارامنه برخوردار نيستند . ودر ايران نيز ارامنه که تعداد شان شايد کمتر از دو دهم درصد ترکها و يک درصد کردهاست، از حقوق فرهنگي بسيار کاملتري نسبت به ترکها و کردها برخوردارند.

برخورد دولت آمريکانيز در خصوص اين مسئله دوگانه است . دولت بوش در سالهاي گذشته به درخواست لابي ارامنه و حاميان آنها در مجلس سنا مبني بر شناسايي رسمي روز ۲۴ آوريل به عنوان روز نسل کشي ارامنه توسط ترکها پاسخ منفي داده است . ولي اخيرا معاون وزير دفاع آمريکا اعلام کرده است ، هيچ تضميني وجود ندارد که کاخ سفيد در سال ۲۰۰۵ نيز مانند سالهاي گذشته از شناسايي اين مسئله امتناع کند.

تحليلگران سياسي اين تغيير احتمالي در موضع دولت بوش را در ارتباط با عدم موافقت ترکيه با استفاده ارتش آمريکا از پايگاه اينجيرليک براي حمله به عراق مي دانند. کما اينکه وزير دفاع آمريکا نيز در يکي از مصاحبه هاي خود يکي از عوامل اصلي عدم موفقيت ارتش آمريکا در عراق را استفاده نکردن از پايگاه اينجيرليک دانسته است .واشنگتن با دست گرفتن حربه شناسايي قتل عام ارامنه در پي گرفتن امتياز از ترکيه است.و موافقت اخير دولت ترکيه با استفاده ( هرچند مشروط و براي مقاصد غير تهاجمي ) ارتش آمريکا از اين پايگاه را در اين راستا مي توان ارز